تبليغاتX
.:گامبرون سیتی:.
 

مهم نیست که قشنگ نیستی!! قشنگ اینه که مهم نیستی!!!
****************************

اگر روزي دشمن پيدا كردي، بدان در رسيدن به هدفت موفق بودي!
اگر روزي تهديدت كردند، بدان در برابرت ناتوانند!
اگر روزي خيانت ديدي، بدان قيمتت بالاست!
اگر روزي تركت كردند، بدان با تو بودن لياقت مي خواهد.

سکوتم از رضایت نیست - - - دلم اهل شکایت نیست

عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه به دست فراموشی سپردن

 قشنگترین احساس زندگی است

 

|+| نوشته شده توسط علیرضا در چهارشنبه 1388/05/07  |
 
مهم نیست که قشنگ نیستی!! قشنگ اینه که مهم نیستی!!!
****************************
اگر روزي دشمن پيدا كردي، بدان در رسيدن به هدفت موفق بودي!
اگر روزي تهديدت كردند، بدان در برابرت ناتوانند!
اگر روزي خيانت ديدي، بدان قيمتت بالاست!
اگر روزي تركت كردند، بدان با تو بودن لياقت مي خواهد.
سکوتم از رضایت نیست - - - دلم اهل شکایت نیست

عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه به دست فراموشی سپردن
 قشنگترین احساس زندگی است
|+| نوشته شده توسط علیرضا در چهارشنبه 1388/05/07  |
 موقعيت جغرافيايي جزيره کيش
موقعيت جغرافيايي جزيره کيش

جزيره کيش با 90457 کيلومتر مربع مساحت يکي از زيبا ترين جزاير خليج فارس است
  که در 18 کيلومتري کرانه جنوبي ايران بين مختصات جغرافيايي 53 درجه و 53 دقيقه
تا54 درجه و 4 دقيقه طول شرقي از نصف النهار گرينويچ و 26 درجه و 29دقيقه تا 26
درجه و 35 دقيقه عرض شمالي واقع شده است.
طول جزيره کيش 15 کيلومتر در محور شرقي-غربي و پهناي آن 7 کيلومتر در محور شمالي
 جنوبي و تقريبابيضي شکل است.
فاصله کيش از راه دريا تا جزيره هندورابي 28 کيلومتر ،تا جزيره فارور 55 کيلومتر ،تا جزيره
سيري 87 کيلومتر ، تا جزيره ابوموسي 177 کيلومتر ،تا قشم 225 کيلومتر ، تا بندر عباس ۳00
 کيلومتر، تا چابهار 675 تا بوشهر740 کيلومتر و تا دبي 200 کيلومتر فاصله کيش تا تهران از
راه هوائي 1052 کيلومتر و از راه زميني 1600 کيلومتر فاصله کيش تا اصفهان نيز از راه زميني
۱۲۰۰کيلومتر است
کيش از طبيعتي زيبا و منحصر به فرد بر خوردار است . سواحل آرام با ماسه هاي مرجاني آب
 زلال دريا که شفافيت کم نظير آن امکان مشاهده انواع آبزيان را در عمق چند متري مقدور مي
 سازد پوشش گياهي مناسب و سر سبزي و طراوت آن به ويژه در هفت ماه از سال چشم
اندازي زيبا و تماشائي به آن بخشيده است که سالانه حدود يک ميليون نفر از دوستداران
 طبيعت و دريا را به سوي خود جلب مي کند.
__________________
|+| نوشته شده توسط علیرضا در شنبه 1388/03/16  |
 سال نو مبارک
 

این بار می خواهم هفت سین عید را با یاد تو بچینم

سبزه را با یاد روی سبزه ات

سمنو به یاد شیرینی لبخندت

سایه دانه به رنگ چشم هایت

سرکه با یاد ترشی مهربانیت

سیب با یاد تردیه گونه هایت

سکه با یاد درخشش قلبت

سیر با یاد تندی کلامت

با همه خوبی ها و بدی هایت  ... دوستت دارم

 

|+| نوشته شده توسط علیرضا در پنجشنبه 1387/12/29  |
 
کاش در دنیا سه چیز وجود نداشت :
 
 غرور ، عشق ، دروغ
آنوقت کسی از روی غرور برای عشق دروغ
 
نمی گفت...
|+| نوشته شده توسط علیرضا در پنجشنبه 1387/12/08  |
 
 

ساقیا امشب صدایم با صدایت ساز نیست

یا که من بسیار مستم یا که سازت ساز نیست

 

 

|+| نوشته شده توسط علیرضا در سه شنبه 1387/10/24  |
 شعر

خوشِن بندر خوشِن گرمای بندر زمستونَم خوشِن سرمای بندر


صفا و گرمی ای شَ سید مظفر         چه پر معنان اجا سیمای بندر


اَبوموسا و تُنب کوچک و گَپ جدا نی هر سه از دریای بندر


 تو چشم مردم ساحل نشینِش حریر نر مِن ای شنهای بندر


بُدُوْ از خونه در، تا خُوب ببینی غروب ساحل زیبای بندر


بُت گُورُن و خواجه یْ خضر مَحلاش   خَوشِن سر ریگ سیم بالای بندر


همه چار شنبنو پایْ شاه پریُن اَهُندِن مردم از هر جای بندر


بِگَم از مینو و رودن و فارغُن دِگه نارنگی و خرمای بندر


خَوشَ گور فرنگ و شاه حسینی خَوشَ دامای ومغناخای بندر


سیریک و جاسک وسِندِرک و بَشاکَرد هَه جز خاک بی همتا بندر


بُمون بندر ، بُمون آباد وآزاد بُمون تا بشنویم آوای بندر

|+| نوشته شده توسط علیرضا در دوشنبه 1387/09/11  |
 مهمترين چشمه هاي آب معدني استان هرمزگان عبارتند از :

 

 

 

آب گرم گنو در34 كيلومتري شمال شرقي بندرعباس

چشمه آب گرم لشتغان ۱۰ كيلومتري شرق بندرخمير

چشمه چاه احمد در مسير جاده بندر خمير به بندر لنگه

چشمه آب گرم بادون در مسير جاده بندرلنگه به روستاي گزير

چشمه آب گرم اسك در مسير جاده بندرلنگه به روستاي گزيل

چشمه آب گرم ملايجي در مسير جاده بندركنگ به بندرلنگه

چشمه آب گرم چارك در مسير جاده گاوبندي به بندرلنگه

چشمه آب گرم حاجي آباد در مسير جاده بندرعباس به سمت حاجي آباد

چشمه آب گرم فارياب در مسير جاده بستك به روستاي فتويه و فارياب

چشمه آب گرم تودولويه در مسير جاده بندرعباس به لار

چشمه آب گرم خورگو در مسير جاده بندرعباس به سيرجان

چشمه آب گرم باري در مسير جاده خورگو به سرخان

چشمه آب گرم سرخان در مسير جاده خورگو به سرخان

چشمه آب گرم كشكو در مسير جاده بندرعباس به كشكو

چشمه آب گرم تيان در مسير جاده بندرعباس به قلعه فاضي

چشمه آب گرم ده شيخ در مسير جاده حاجي آباد به دولت آباد

چشمه آب گرم چستانه در مسير جاده در نزديكي روستاي خونسرخ.

 

منبع: http://www.hormozgani.net/article283.html

|+| نوشته شده توسط علیرضا در سه شنبه 1387/07/23  |
 نگاهي كوتاه به شهرستان بندر جاسك
 

 

نام اين بندر که امروزه جاسک ناميده مي شود، در دوران گذشته

 به صورتهاي جاشک،چاشک، جک، راس الجاسک وچاسک نيز ثبت

 شده است . در دوران بسيار قديم بندر جاسک يکي از کانونهاي

 معتبر آيين ميترا بود . معبدي به نام آناهيتا در جاسک باقي مانده

 است. تهمتن بن توران شها ملقب به سلطان قطب الدين در سال1330

ميلادي به بعد در جاسک حکومت داشته است.
سال1616ميلادي انگليسيها بندر جاسک را به عنوان بندر تجاري

 خود در شمال خليج فارس انتخاب کردند. اولين محموله انگليسيها

در سال1616 با کشتي از هند در جاسک پهلو گرفت ودر سال

1619ميلادي ، تجار مذکور اولين تجارتخانه شرکت هند شرقي در

جاسک تاسيس کردند.اين بندر تا زماني که بندرعباس به تجارت

 انگليسيها اختصاص داده شد، مرکز تجارت ومعاملات کمپاني هند

 شرقي با مرکز ايران بود. در اواخر سال1620ميلادي هلنديها از ورود

 دو کشتي کمپاني هند شرقي به بندر جاسک جلوگيري کردند. اين

کار که منجر به نبرد سختي بين انگليسيها وهلنديها در حوالي اين

بندر شد، به شکست واخراج هلنديها از بندر جاسک انجاميد.
کشور انگليس براي بسط نفوذ خود در سال 1864ميلادي اقدام به

 استحکام مواضع خود در خليج فارس نمود . ازجمله اين اقدامات،

ايجاد خطوط تلگراف وکابل زير دريايي بود که ايران وهند را از طريق

 گواتر – جاسک- بندرعباس مرتبط مي ساخت. دولت انگليس استحکامات

نظامي چندي در جاسک به وجود آورد. در سال1901ميلادي خطوط تلگرافي

 (سيم دريايي) ديگري از بندر جاسک به مسقط (عمان) داير شد که مرکز آن

در جاسک قرار داشت.
در سال1932 از سوي دولت ايران عبور بدون اجازه هواپيماهاي انگليسي

وهلندي که از خاور دور به خاورميانه مي آمدند، ممنوع اعلام شد زيرا از

بدو تأسيس خطوط هوايي اين دوکشور بدون کسب اجازه در فرودگاهاي

جاسک- بندرعباس- لنگه فرود مي آمدند. در نتيجه ممنوعيت ، مسير

پروازهاي فوق تغيير کرد. بندر جاسک امروزه از شهرهاي نسبتا" آباد استان

هرمزگان است که سه طرف آن را آبهاي ساحلي احاطه کرده وآن را به صورت

 يک شبه جزيره درآورده است. شهر از دوسوي شرق وغرب به خليج جاسک

مي پيوندد واز سوي ديگر (شمال شرقي) ، به مناظق نظامي متصل است.

اين موقعيت شکل ظاهري شهر را به حالت طولي درآورده وعرض آن را بسياري

 محدود کرده است.

 

|+| نوشته شده توسط علیرضا در پنجشنبه 1387/04/20  |
 نگاهي كوتاه به جزيره ابوموسي
 

 


جزيره ابوموسي يكي از مهم*ترين جزاير ايران از نظر جغرافياي سياسي بوده و
 
از اهميت بسيار زياد ژئوپوليتيكي براي جمهوري اسلامي ايران برخوردار است.
 
آب هاي پيرامون بوموسي داراي بهترين گونه مرواريد ايران است. ابوموسي از
 
ديرباز تا كنون به نام هاي بوموسي، بابا موسي، بوموف، ابوموسي و گپ سبزو
 
خوانده شده است. واژه بوموسي از دو پاره « بو» و «موسي» تشكيل شده است،
 
كه«بو» به معني رايحه است*و كوتاه شده آن«بود»، «باشد»، «باشيم» و «بوم»
 
است. «بوم» به معني*جا، مقام، منزل، ماوا، و سرزمين است و «موسي» هم نام
 
شخص است و بوموسي، يعني سرزمين موسي.آب و هواي جزيره بوموسي گرم و
 
مرطوب است و چون به خط استوا نزديك است، هواي آن از هواي ساير جزيره هاي
 
ايراني خليج فارس گرم تر است. بارش، بيش تر در اواخر زمستان و اوايل بهار بوده و
 
 بارندگي به گونه رگبار لحظه*اي و موقت است. آن*چه ابوموسي را مورد توجه*اقوام
 
مختلف قرار مي*داده وجود آب شيرين و كشت*زار و پوشش گياهي مناسب در آن
 
بوده است. هر چند كه قدمت و تمدن در جزيره تاريخي چند هزار ساله دارد، اما از اين
 
پيشينه تاريخي اثر چنداني بر جاي نمانده است ولي آن*چه جزيره ابوموسي را هم
 
اكنون داراي اهميت مي**كند، وجود بهترين گونه*ي مرواريد در آب*هاي پيرامون آن و
 
نيز وجود معدن اكسيد سرخ آهن در آن و از همه مهم*تر نفت در پيرامون آن است. در
 
جزيره ابوموسي باغ*هاي پراكنده*اي همراه*درختان نخل خرما وجود دارد و نخلستان
 
از چشم اندازهاي آشناي آن است. درختان و درختچه*هاي جنگلي اين جزيره را تاغ،
 
كنار، چيرغ و سمر تشكيل مي*دهد. سواحل زيباي خليج فارس و غروب هاي رويايي
 
آن مهم ترين جاذبه *ي شهرستان ابوموسي را تشكيل مي*دهد.
 
|+| نوشته شده توسط علیرضا در سه شنبه 1387/03/14  |
 

آثار باستانی

شهر بندرعباس بواسطه فراز ونشيبهايي كه در طول تاريخ داشته و شرايط

 نامساعد اقليمي كه بر نواحي ساحلي وحاشيه اي دريا حكمفرما بوده و

هست تخريب سريع بناها درطي زمان راموجب شده است لـذا آثـار باستاني

 چنداني در اين شهر مشاهده نمي شود علي ايحال اهم نقاط وآثاري كه

بجاي مانده بشرح ذيل مي باشد:  

عمارت كلاه فرنگی:

اين بنا گمرك قديم و تاريخي شهر بندرعباس و محل تجارتخانه داخلي و خارجي

بوده است
اين ساختمان مربوط به دوره صفويه بوده كه در سال ۱۱۱۰ هجری قمری توسط

هلنديها ساخته شده است .
اين بنا، قلعه ای با ۱۶ برج و ۳ دروازه بوده كه بعنوان اداره گمرك استفاده می شده

است و از آنجا كه از معماري اروپايي آن زمان تاثير پذيرفته به عمارت كلاه فرنگي

معروف شده است.
2.مسجد منبر كهنه

3.مسجد ناصری: كه در سال ۱۳۰۴ هجری قمری ساخته شده است.

4.مسجد صحراباغی: اين مسجد در سال ۱۳۱۰ هجری قمری بنا شده است.


5.مسجد گله داری( شماره ثبت تاريخي ۱۵۹۵ ): تاريخ ساخت آن مربوط

 به ۱۲۹۶ هجری قمری می باشد كه داراي صحن ، شبستان و مناره است.

 شبستان بزرگ مسجد داراي ۳۶ ستون مزين به گچبري است.


6.حمام گله داری(شماره ثبت تاريخي ۲۰۰۳ ): اين حمام تنها حمام باقيمانده

قديمي شهر بندرعباس بوده و احداث آن در اواخر قرن سيزدهم هجري قمري صورت

 گرفته است. اين حمام از پنج گنبد بزرگ و كوچك ساخته شده و به حمام شاه عباس

نيز معروف است.در حال حاضر به عنوان موزه مردم شناسي استان هرمزگان مورد

بهره برداري مي باشد .

 

7.معبد هندوها(شماره ثبت تاريخي ۱۹۹۹ ): معبد هندوها در سال ۱۳۱۰

توسط هندوهای ساكن بندرعباس به سبك معماری هندی بنا شده و در حال

 حاضر به عنوان موزه تاريخی استفاده می شود.ساختمان اين معبد عبارتست

 از يك اتاق چهارگوش مياني كه بر روي آن گنبدي قرار گرفته است.سبك معماري

 اين گنبد آنرا نه تنها از بناهاي كرانه خليج فارس بلكه از كل ايران متمايز مي سازد .
اين معبد در مركز شهر و در خيابان امام خمينی واقع شده است.
8.مسجد جامع: در سال ۱۱۷۵ هجری قمری بنا شده است.

 9.آرامگاه امام زاده سيدمظفر: اين آرامگاه از زيارتگاههای عمده استان

 محسوب می شود و در بلوار امام خمينی واقع است.
امامزاده سيد مظفر از نوادگان امام موسي ابن جعفر (ع) ميباشد كه از ساليان

 دور مورد توجه عموم مردم خصوصا مردم استان هرمزگان بوده و هر ساله

پذيراي زائران بيشمار مشتاق خود مي باشد .

10.امامزاده شاه محمد تقي: اين امامزاده مورد توجه بسياري از مردم

قرار دارد به حدي كه در گذشته زواري كه از پاكستان و بنگلادش به زيارت

امام رضا (ع) ميرفتند ابتدا به اين زيارت مي آمدند.

۱۱.مجموعه بركه های باران( شماره ثبت تاريخي ۱۰۷۴ ): اين مجموعه

شامل ۶ بركه ( آب انبار ) مربوط به دوران صفويه است و در گذشته منابع ذخيره

آب شيرين شهر بندرعباس از اين بركه ها تامين ميگرديد كه داراي گنبدهاي موزون

زيبا و منحصر به فردي بوده و مصالح آن سنگ و ملات ساروج است .

۱۲.خانه احمدي ( شماره ثبت تاريخي ۸۵۰۹ ) : اين بنا مربوط به دوره قاجاريه

 مي باشد كه توسط شخصي به نام آقاي حاج احمد گله داري بنا شده است .

۱۳.خانه گله داري (شماره ثبت تاريخي ۸۵۱۰ ) : اين بنا مربوط به اواخر

 دوره قاجار و اوايل دوره پهلوي مي باشد و مالك آن حمزه گله داري است.
بنا در دو طبقه ساخته شده است كه طبقه پايين فاقد ارزش معماري است.

۱۴.پل لاتيدان ( شماره ثبت تاريخي ۲۰۰۵ ) : پل لاتيدان كه به پل كول نيز

 معروف است در ۵۰ كيلومتري غرب بندرعباس بر روي رودخانه كول قرار دارد .

 اين پل با داشتن حدود ۲۰۰ دهنه و ۱۵۰۰ متر طول ، طويلترين پل قديمي در

 ايران محسوب ميشود و قدمت آن به دوره صفويه ميرسد.

۱۸.قلعه فين ( شماره ثبت تاريخي ۷۲۷۰ ) : قدمت اين قلعه را از روي سفالهاي

 بدست آمده ميتوان به قرون ميانه اسلامي نسبت داد . اين قلعه بر روي تپه اي

مرتفع قرار دارد و احتمالا در زمان ساخت جنبه نظامي داشته است.

۱۹.كاروانسراي بستانو
۲۰.كاروانسراي خونسرخ

- جاذبـه هاي تاريخـي و باستـانـي بنـاها و يـادمـانهاي تـاريخـي

بناها و يادمانهاي تاريخي ، تصويري از گذشته تاريخي يك سرزمين و يك

ملت اند . شناخت ميراث فرهنگي ، نياز انسان جستجو گر امروز است به

 همين لحاظ نيز حفظ و بازپيرايي و مرمت اين گونه آثار همواره سرحوله برامه

 ريز يهاي دولتها به ويژه در زمينه توسعه جهانگردي است .
سرزمين كهنسال ايران مجموعه اي از يادمانها و آثار تاريخي را در گستره خود

 به نمايش گذاشته است كه استان هرمزگان نيز سهم قابل توجهي را در آن به

 خود اختصاص مي دهد . اهم اين آثارو بناها دراستان هرمزگان به شرح زير است :

عمــارت ها :

عمارت كلاه فرنگي – بناي اين عمارت به دوران صفويه تعلق دارد و سابقا

 اداره گمرك بندرعباس درآن قرار داشت . اين عمارت در مجاورت اسكله قديمي

بندرعباس در بلوار طالقاني قرار دارد. از آنجا كه اين عمارت از معماري‌اروپايي‌آن

دوره تاثير گرفته‌، مثل تعداد زيادي از عمارات دوره قاجار به‌عمارت كلاه فرنگي

معروف است .
عمارت فكري – اين عمارت كه يكي از مهمترين بناهاي دوره قاجاريه است ،

در بندرلنگه قرار دارد . اين عمارت از ويژگي هاي معماري چشم گيري برخوردار

است و توسط شخصي به نام ( فكري ) احداث شده است . عمارت فكري دو

حطاط با اتاق هايي دراطراف آنها و پنج بادگير دارد و تزئينات برجسته آن مشتمل

برمنبت كاري و گچ بري هاي زيبا است

قلعــه ها و دژهــا :

از آنجا كه استان هرمزگان يكي از نواحي استراتژيك جنوب ايران است ، همواره

مورد توجه حكومت هاي ايراني و حتي بيگانگان مهاجم قرار گرفته و به همين

 مناسبت ، قلعه هاي متعددي در آن احداث شده است . اهم اين قلعه ها عبارتند از:
قلعه لشتغان – اين قلعه در 6 كيلو متري شرق بندرلنگه قرار گرفته و تاريخ بناي

 آن سال 904 هجري قمري است با توجه به تاريخ مذكور ، گروهي معتقدند كه ساخت

 اين بنا به زمان سلطه و قدرت پرتغاليها بر خلج فارس مربوط است . جمعي نيزعقيده

دارند اين قلعه در عهد هخامنشي احداث شده و بيش از 2000 سال قدمت دارد . در حال

حاضربه جز حصاربند و آثارمخروبه ديوارها اثرديگري از ساختمان قلعه باقي نمانده است .

در داخل قلعه لشتان چندين قبرستان ، ده هابر كه آب و انبار آذوقه و آثارفراوان ديگري به

جاي مانده است . دخمه هايسنگي ، شبيه به غارهاي انسانهاي غارنشنين در ارتفاعات

مجاور آن وجود دارد كه شباهت زيادي به دخمه هاي غارچهل خانه و دخمه هاي فوقاني

 ارتفاعات شمالي بندرطاهري ( سيراف ) دارد .
قلعه پرتغالي ها – در انتهاي شمال شرقي جزيره قشم يك قلعه قديمي و مخروبه وجود

دارد . اين قلعه را درسال 1030 هجري قمري ( 1621 ميلادي ) به دستور پادشاه اسپانيا

درمسير بندرقشم ساخته اند . اين قلعه در سال1622 به دست سپاهان ايران فتح گرديد و

 تا امروز نيز آثار ديوار خارجي آن باقي مانده است . قلعه مذكور دو حصار و برج هايي در

چهارگوش دارد . در پشت حصار بيروني قلعه ، خندقي وجود داشته كه اينك پر شده است .

ديوار سازي قلعه با سنگهاي مرجاني و سنگ لاشه و ملات گچ و ساروج به شكل بناهاي

عهد ساساني انجام گرفته است .
در ميان خرابه هاي قلعه هنوز تعدادي لوله زنگ زده توپ وجود دارد : چهار لوله از اين

لوله ها را در اطراف در ورودي پاسگاههاي قديمي شهر قشم و لافت نصب كرده اند و

چند لوله توپ ديگر نيز به بندرلنگه حمل شده است .
قلعه لافت – در انتهاي تپه اي كه روستاي لافت در كنار آن قرار دارد قلعه مخروبه اي

وجود دارد كه اهالي محل به آن قلعه نادري مي گويند . اين قلعه ، نقشه مربع شكل

 دارد و آثارچهار برج در آن ديده مي شود . درورودي قلعه رو به جنوب باز مي شده

 است . اين قلعه در جنوب روستاي لافت قرار دارد .
قلعه هزاره ( بي بي مينو )- تنها بناي تاريخي شهر ميناب ، قلعه اي موسوم

 به قلعه هزاره است . مردم بومي اين قلعه ( بي بي مينو ) مي نامند و معتقدند

كه در روزگاران گذشته دو خواهربه نامهاي ( بي بي مينو ) و ( بي بي نازنين ) اين

شهر را بنا كرده اند . گويا در گذشته دو قلعه وجود داشت كه يكي از قلاع ويران شده

و تنها قلعه باقي مانده به نام قلعه ( هزاره ) ياقلعه ( بي بي مينو ) شهرت يافته

 است . اين قلعه تا اواخردوره قاجارمركز حكومت محلي بوده و در اطراف آن ، خندقي

 كنده شده بود . آن زمان هميشه صد سرباز مسلح در قلعه مستمر بوده و نگهباني

 مي داده اند . درحال حاضر، ازاين قلعه مخروبه اي باقي مانده است .
قلعه خمير – اين قلعه در نزديكي بندر خمير قرار دارد . از اين قلعه به جز بقاياي دو

سر در شمالي و جنوبي و برج شرقي نيمه ويران آن ، اثري برجاي نمانده است . سردر

 شمالي قلعه كه اكنون در كنار كوچه تنگي متصل به شهر خميرجاي دارد به صورت

شكوهمندي از سنگ و گچ و به سبك قلعه هاي اروپايي ساخته شده است . در چهار

 برج مدوربنا شده و بين هر دو برج يك برج كوتاه نيز ساخته شده است . در جنوب غربي

 قلعه عمارت دو طبقه اي وجود دارد . در وسط آب انباري ساخته شده كه باقي مانده

 است . از عمر اين قلعه حدود يك قرن مي گذرد .
قلعه هرمز- اين قلعه كه در ضلع شمالي جزيره هرمز و درساحل دريا قرار دارد ،

مهمترين قلعه باقي مانده از روزگار تسلط پرتغاليها برسواحل و جزاير خليج فارس

است . اين قلعه به فرمان ( آلفونسو آلبوكرك )‌ دريانورد پرتغالي در سال 1507 ميلادي ،

 در محلي موسوم به ( مورنا ) احداث شد . قلعه به شكل چند ضلعي نامنظم است .

ساختمان آن بسيار محكم است و ديوارهايي به قطر 5/3 متر با چند برج به ارتفاع 12

 متر دارد . تاسيسات قلعه شامل انبارهاي تسليحات ، آب انبار و اتاق هايي باسقف

هلالي است . در زمان شاه عباس كه استعمار پرتغالي ها درايران خاتمه داده شد ،

اين قلعه به دست امام قلي خان از سرداران شاه عباس فتح گرديد علاوه بر قلعه هاي

مذكور ، آثارو بقاياي قلعه هاي شهرهاي ميناب و جاسك نيز از بقاياي سايرقلعه هاي

استان است .

آب انبــارها و چـــاهها

محدوديت منابع آب شيرين در استان هرمزگان موجب گرديده است ، مردم محلي

و مهاجمان براي ذخيره آب شيرين ، آب انبارها و چاههايي را احداث كنند كه مشخصات

برخي از آنها در پي مي آيد :
آب انبار بي بي – اولين بركه آب شهر قشم در سال 1202 هجري قمري به وسيله زن

 خيرونيكو كاري به نام صوغيه همسر شيخ عبدالله حاكم وقت قشم ساخته شده است .

سقف اين بركه كه به آب انبار معروف است بارها تجديد بنا شده است و درحال حاضر پس

از دويست سال هنوز به نام بركه بي بي مورد استفاده مردم بومي است . اين آب انبار از

 حيث معماري جالب توجه است .
آب انبار خربز- در كنار شهر باستاني خربز در جنوب جزيره قشم حدفاصل بين شهر و يك

 نيايشگاه مهري يك مخزن بزرگ آب مربوط به دوره ساسانيان وجود دارد . اين بركه مدت ها

مخروبه بود و لي در سالهاي اخير به نحو بسيار مطلوبي باز سازي شده است .
چاه پرتغالي ها معروف به چاه قديمي استان هرمزگان چاه پرتغالي ها است . اين چاه

 در حال حاضر در محوطه نيروگاه برق قشم در سربندر قشم واقع شده است .
چاههاي بندرلافت در پشت قلعه لافت و در داخل گودال مجاور قلعه به تعداد روزهاي

سال كبيسه 366 چاه كم عمق براي جمع آوري آب باران حفر شد ه اند . برخي از محققين

 معتقدند اين چاهها مربوط به دوران هخامنشي و ساساني است .

ســاير آثـارتاريخـي استـان

شهر قديـمي خــربز :اخيرا هنگام حفاري هاي باستان شناسي در جزيره قشم آثار

يك شهر قديمي كشف شد . اين شهر كه تا قرن چهارم هجري قمري شهري آباد بوده

است به دوره ساسانيان مربوط است . در حفاري هاي انجام شده ، سفالينه ها و آثار

 بسياري از محل به دست آمده است . طول تقريبي شهر خربز هفت كيلو متر است و

از منابع آب شيرين برخوردار است .
اسكله باستاني بندر لافت - در بندر لافت ، آثاراسكله اي وجود دارد كه به دوران مادها

، هخامنشيان و ساسانيان مربوط است . طول اين اسكله 130 متر و ضخامت اصلي

 كف آن 7 متر و ديوارهاي روي اسكله 3 متر مي باشد كه باسنگهاي لبه دار ساخته

شده است .
تپه كولغان قشم - بالاي يكي از تپه هاي كولغان ، آثار معماري و آبراهها ( كانالهاي)

 سالمي باديوارهاي سنگي به طول بيش از صد مترباقي مانده است كه نوعاً جالب

توجه هستند .در قسمت ديگري از قبرستان منظمي با قبرهايي در درديف و با فاصله

دومتراز يكديگر وجود دارد . نشانه هاي باقي مانده از اتاقك هاي مجاور تپه گوياي آن

است كه اين محل احتمالاً بازاري بوده كه رونق بسيار داشته است . در كنار اين ويرانه ها

 سه حوض حفر شده در داخل سنگ وجود دارد كه بزرگ ترين آنها 12 متر و طول 4 متر و

 عرض دارد . درخت كنار تنومند و زيبايي نيز در جوار آن قرار دارد . تپه هاي كولغان مشرف

 بر دريا و سد خاكي ( بالاتل ) هستند و از زيبايي و چشم انداز بسيار جالبي برخوردارند .

عده اي معتقدند كه اين مكان نيايشگاه ناهيد بوده است .
سد بالاتل در دره كولغان آثاري از سدي به نام سد بالاتل برجاي مانده است . اين

سد 1000 متر و طول و500 متر و عرض داشته است و آب باران دره هاي مجاوررا ذخيره

مي كرده است . اين سد از آثار دوره ساسانيان است چشم اندازي زيبا دارد . ساختمان

 سد با قطعه سنگهاي بزرگ و ملاط گچ ساخته شده است .
شهر باستاني كنگ در تپه هاي اطراف بندرلنگه آثار باقي مانده از يك شهر مربوط به 3

 هزار سال پيش پا برجاست . شهر به احتمال زياد در اثر آتش سوزي و يا زلزله در زير خاك

 مدفون شده است . از پيشينه اين شهر اطلاعي دقيقي به دست نيامده است .
محله باستاني سورو محله سورو در غرب شهر بندرعباس قرار دارد . از اين محله

سكه هاي متعددي مربوط به دوران مختلف به ويژه دوران ساساني صفويه و قاجاريه به

 دست آمده است كه اكنون در موزه بندرعباس نگهداري مي شود .
از سكه هاي مشكوفه چنين بر مي آيد كه ملوك هرمز صاحب ضرابخانه بوده اند و به غير

از مسكوكات مس و نقره ، مسكوكات طلا هم ضرب مي كرده اند . درسال 1925 ،

تعداد 64 سكه طلا ضرب ملو ك هرمز و جرون در قريه گودو كشف شده است .
پل لاتيدان – پس از اخراج پرتغالي ها از ايران رفته رفته از اهميت بندري جزيره

هرمز كاسته شد و بندرعباس جاي آن را گرفت و مهمترين بندر ارتباطي ايران گرديد .

پل لاتيدان در مسير كاروان لار – بندرعباس ، در جهت گسترش امور بازرگاني احداث شد .
اين پل در 50 كيلومتري غرب بندرعباس برروي رودخانه كل ( كول ) ايجاد شده و يادگار

 دوره صفوي است برخلاف پل هاي ديگر دوره صفوي كه آجري هستند اين پل از سنگ

بدون شكل ساخته شده و از طويل ترين پل هاي ايران است . اين پل داراي صد دهانه

بوده است كه درحال حاضر 33 دهانه آن مشهود است كه در ميان آنها چشمه تاق هايي

 در دو طبقه

 تعبيه شده اند . بناي اين پل از عالي ترين طرح هاي پل سازي ايران قديم محسوب

 مي شود .
حمام گله داري تنها حمام تاريخي در بندرعباس ، حمام گله داري است كه در

محله اوزيها قرار دارد . اين بنا كه احتمالاً به دوره صفويه مربوط است د ردوره قاجاربه

وسيله حاج شيخ احمد گله داري به مسجد گله داري وقف شده است . بناي حمام

 به شكل مستطيل وسقف آن شامل چند گنبد كوچك و بزرگ است .

 منبع اطلاعات از سایتhttp://forum.iranblog.com/showthread.php?t=21234

|+| نوشته شده توسط علیرضا در جمعه 1387/03/03  |
 نگاهي كوتاه به شهرستان بندر عباس
 

 

نگاهي كوتاه به شهرستان بندر عباس

 


بندرعباس از روزگاران*كهن داراي نام*هايي چون گامارااو، گامبارايو،
 
گامارايو، گامبري، گمبرون، گميرون، گامرون، گمبرو، گمرو و جرون بوده است.
 
اين شهرستان از سوي شمال به شهرستان حاجي آباد، از باختر به شهرستان بندرلنگه،
 
 از خاور به شهرستان رودان احمدي و از جنوب به خليج فارس محدود است.
 
بندرعباس و پيرامون آن از كشاورزي خوبي برخودار بوده و كشت، بيش تر به گونه سنتي انجام
 
مي*شود. در اين ناحيه*در سه فصل از سال مي توان به كشت پرداخت.
 
از مهم*ترين هنرهاي دستي مردم بندرعباس مي توان سفال*گري، كوزه گري،
 
گلابتون دوزي، فرش بافي، چادرشب بافي، بافت شيركي پيچ، سبد ويژه حمل خرما،
 
 حصير و كپر، . . . را نام برد. به دليل نزديكي بندرعباس با كرانه هاي خليج فارس،
 
ماهي گيري بسيار رايج بوده و مردم اين شهرستان بيش*تر به صيد ماهي و ميگو مي پردازند.
 
 صيد ماهي در كرانه هاي بندرعباس،در پاييز و زمستان صورت مي گيرد
 
و صيد ميگو نيز از اوايل پاييز و نيمه نخست زمستان انجام مي*شود.
 
سواحل رويايي خليج فارس، جزاير متعدد نزديك به منطقه، آرامگاه
 
پيشين در كوي نخل ناخدا،امام زاده سيدكامل، امام زاده سيد مظفر،
 
امام زاده شاه محمد تقي، زيارت*گاه خواجه خضر، عمارت كلاه فرنگي،
 
 مسجدمنبركهنه، مسجدناصري، مسجدصحراباغي، مسجد جامع،
 
مسجد گله*داري و معبد هندوها از مهم*ترين مكان*هاي ديدني و
 
تاريخي اين شهرستان به شمار مي*آيند.
 
 
|+| نوشته شده توسط علیرضا در جمعه 1387/02/06  |
 عیدتان مبارک باد
 

سال نو بر همگی مبارک

 

 

 

|+| نوشته شده توسط علیرضا در چهارشنبه 1386/12/29  |
 خلیج فارس
ادامه مطلب در باره خلیج فارس

 

 

نگاهى گذرا به پیشینه نام خلیج فارس:
از روزگار یونانیان كهن كه پیش از میلاد مسیح آغازگر مطالعه نوین جغرافیا بودند و با استناد به مكتوبات «استرابو» كه پدر جغرافى لقب یافته تا پس از اسلام و آثار ابوریحان بیرونى و ابن فقیه هیچگونه تشكیكى در نام خلیج فارس ملاحظه نمى شود و همگان كه نام بردن از همه آنان مستلزم نگارش صفحات بسیار است آن را به نام راستین خود خوانده اند.
در اعصار بعدى تنها به ذكر یك نمونه اكتفا مى شود كه به گواهى جرجى زیدان مورخ نامى عرب در كتاب تاریخ تمدن اسلامى كاربرد عبارت خلیج فارس در میان مورخان و جغرافیدانان از قرن سوم هجرى و پسان تر عمومیت داشته اما طرفه اینكه المنجد معروف ترین دایرة المعارف دنیاى عرب از همان نخستین چاپ خود همیشه از نام خلیج فارس استفاده كرده است.



حتى سیاستمداران واقع بین و بدون غرض عرب هم دلیلى براى جعل تاریخ و ابداع اسامى ساختگى نمى دیدند آنچنان كه دكتر محمد نوفل معاون دبیر كل اتحادیه عرب در كنفرانس حقوق بشر تهران در سال 1968 در حضور خبرنگاران پیرامون نام خلیج فارس گفت: «من كوشش هایى را كه براى تغییر نام خلیج فارس به خلیج عربى صورت مى گیرد تمسخر مى كنم و این كوشش ها را بى نتیجه مى دانم و محكوم مى كنم».
در واقع این سرهنگ عبدالكریم قاسم بود كه پس از كودتا و قبضه قدرت در عراق به سال 1958 از گرد راه نرسیده رؤیاى رهبرى جهان عرب وسوسه اش كرد و «دشمن تراشى براى تحریك احساسات ناسیونالیستى» را دستمایه مناسبى براى آرزوهاى خود تلقى كرد و هم او بود كه براى نخستین بار نام جعلى «خلیج عربى» را بر زبان راند.
وى امید داشت توجه و تمركز اعراب را كه تحت تأثیر نفوذ كاریزماتیك جمال عبدالناصر مقابله با اسرائیل دغدغه ذهنى شان شده بود، به سوى خلیج فارس و دشمن تازه اى به نام ایران جلب كند و اینكه عراق به عنوان به اصطلاح خط مقدم جبهه اعراب در برابر آن ایستاده است، قاسم در رسیدن به رؤیاهاى جاه طلبانه اش شكست خورد و بى آنكه فراخوان او از مرزهاى كشورش فراتر رود در كودتایى دیگر به قتل رسید و كودتاگران بدن مثله شده اش را در خیابان هاى بغداد چرخاندند.
اما از عبدالناصر بعید بود كه در كنار تلاش براى نمایانگر ساختن صداقت خود به عنوان زمامدارى كه دشمن اصلى صهیونیست ها است و «پان عربیسم» ابداعى خود را جانمایه جد و جهد براى رهبرى دنیاى عرب قرار داده است نام ساختگى خلیج عربى را سر دهد و فراموش كند كه در سرآغاز حركت خود براى نشستن بر اریكه سمبلیك رهبرى جهان عرب حدود و ثغور جغرافیاى دنیاى عرب را «من المحیط الاطلسى الى الخلیج الفارسى» (از اقیانوس اطلس تا خلیج فارس) تعریف كرده بود.
انقلاب اسلامى و جنگ ایران و عراق:
سرنگونى شاه و پیروزى انقلابیون، پژواك انقلاب اسلامى را در كرانه هاى خلیج فارس طنین افكند و آنها ضمن اینكه از سرنگونى شاه خرسند بودند از بیم تأثیر انقلاب اسلامى در فراسوى مرزهاى ایران چه در ساحت ایدئولوژیكى یا بعد سیاسى بیمناك شدند و براى حفظ كیان خود به زیر چتر آمریكا خزیدند و بیشتر چالش با حوزه نفوذ ایران را رویه خود ساختند.



در مورد جنگ تحمیلى عراق بر ایران متأسفانه باید پذیرفت كه صدام در آن زمان در نمایاندن این جنگ به عنوان شكاف بزرگ ایدئولوژیك و سیاسى میان اكثر اعراب و ایران بسیار موفق بود. شمارى از كشورهاى جنوب خلیج فارس این جنگ را به عنوان مظهر بیم و هراس و نگرانى هاى خود ارزیابى كردند. رخدادهاى خشونت بار در برخى شهرهاى این كشورها و ادامه مالكیت ایران بر جزایر سه گانه ایرانى در خلیج فارس نیز عواملى بودند كه سبب شدند برخى اعراب حاشیه خلیج فارس هرگونه اقدام ایران را بدون توجه به انگیزه و هدف آن به زعم خود تهدید علیه امنیت كشورشان تلقى كنند.با توجه به گستره برتر جغرافیایى و جمعیتى ایران كه با كشورهاى جنوب خلیج فارس قابل قیاس نیست و میراث فرهنگى و تاریخى گذشته ایران طبیعى است كه ایفاى نقش مسلط در خلیج فارس از سوى تهران به ویژه در زمانى كه قدرت هاى بیگانه فرامنطقه اى در آن حضور چشمگیر دارند كاملاً منصفانه و بجا به نظر برسد همچنین ایران حق دارد این پرسش منطقى را مطرح سازد چرا در حالى كه آنها برترى منطقه اى شاه وابسته به غرب و عامل آمریكا را پذیرفته بودند همین حق را بر جمهوری اسلامی مقتدر روا نمى دانند؟ نمى توان این پندار واهى را واقعى انگاشت كه در جمهورى اسلامى ایران نسبت به رژیم شاه تمایل كمترى براى حفظ تمامیت ارضى كشور دارد.



این در حالى است كه جمهوری اسلامی حمایت فراوان كشورهاى جنوب خلیج فارس از عراق را كه تجاوز مستقیم به ایران محسوب مى گردید، با بزرگ منشى به چماقى براى كوبیدن بر سر آنها تبدیل نكرد اما آیا همكارى و پیوندهاى نزدیك، تنگاتنگ و گاه غیرقابل باور نظامى كشورهاى جنوب خلیج فارس با آمریكا كه خصمانه به عناد و كین توزى خود علیه انقلاب اسلامى ادامه مى دهد، موجه و دوستانه تلقى مى شود؟ چه كسى است كه درك نكند حضور گسترده و غیرقابل توجیه هزاران نظامى و ناوگان دریایى آمریكا در منطقه تهدید مستقیم امنیت ایران محسوب نمى گردد. با این وجود جمهوری اسلامی ایران كه پشتگرمى و حمایت ملت را كارآمدتر و مطلوب تر از حمایت نیروى نظامى بیگانگان مى داند به جاى انتقام و گروكشى، رویه اعتمادسازى را در رأس سیاست خارجى خود قرار داده و به انحاى مختلف به همسایگان جنوبى خلیج نشان داده است كه تنها در سایه اطمینان و اعتماد متقابل و همكارى منطقه اى حفظ امنیت خلیج فارس میسر و مقدور است و نكوهش دیگران براى فرافكنى معضلات داخلى راه حل مناسبى براى همزیستى مسالمت آمیز محسوب نمى گردد.
امنیت جریان انرژى، بهانه و دستاویز غرب:



در مجموع با توجه به عوامل جغرافیایى، اجتماعى، اقتصادى و استراتژیك كه وجه اشتراك همه كشورهاى خلیج فارس است بهترین ساختار براى امنیت منطقه، سیستمى است كه بدون حضور هیچ یك از قدرت هاى غیركرانه اى و با مشاركت همه كشورهاى منطقه مشكول گردد. یك عامل عمده كه دستاویز بیگانگان براى توجیه حضورشان در منطقه است یعنى حفظ امنیت و تداوم جریان انرژى به دنیاى صنعتى نیز با خردورزى و تعامل طرفین ذینفع توجیه هر نگرانى و دغدغه اى را بى مورد مى سازد. این عامل عمده شناختن منافع مصرف كنندگان اصلى نفت در منطقه است و این منافع نمى تواند جز با تضمین ادامه مسالمت آمیز انرژى اعم از نفت و گاز از منطقه تأمین شود و رابطه بین خریداران و فروشندگان نفت هم نمى تواند جز از راه مقتضیات بازارهاى بین المللى انرژى به نظم درآید.
جمهوری اسلامی ثابت كرده است كه در بحرانى ترین شرایط و در بحبوحه جنگ تحمیلى، تجاوز و اشغال سكوهاى نفتى توسط آمریكا و سخت ترین وضعیت، امنیت صدور نفت از خلیج فارس و گلوگاه حیاتى آن تنگه هرمز را تأمین كرده و هرگز احساسات را در اندیشه سیاسى خود دخیل نساخته است.
ما امروز در نخستین دهه هزاره نوین هستیم كه موج جهانى شدن و انقلاب دیجیتال كه رهاورد آن بوده، به سراسر جهان تسرى یافته، مرزهاى سیاسى را درنوردیده و روابط بین الملل را بازتعریف كرده است. اگر كشورهاى عرب همسایه در خلیج فارس همراه با ایران با كارت هاى خود به درستى بازى كنند در خلیج فارس داراى پیش نیازهاى لازم براى سوارى بر موج جهانى شدن و ایستادگى در برابر چالش هاى انقلاب دیجیتالى هستیم، اصرار و الحاح بر مواضع سنتى و منسوخ گذشته با واقعیات عصر حاضر همخوانى ندارد و خلیج فارس را به جولانگاه همیشگى میهمانان ناخوانده تبدیل مى كند.

|+| نوشته شده توسط علیرضا در چهارشنبه 1386/11/24  |
 معرفی خلیج فارس



در عصر حاضر كه اغراض سیاسى جعل تاریخ را نیز براى تحقق خواسته هاى نامورد با اباحه گرى ترویج مى كند، هر پژوهشگر راستین و بى غرضى مى تواند بدون صعوبت و دشوارى از متون باستانى تا تاریخ معاصر و زمان حاضر آنگاه كه نوبت سخن به نام گستره آبى جنوبى ایران مى رسد تلألو نام خلیج فارس را شاهد باشد كه به مثابه افشاگر ماهیت و منشأ اسامى مجعول پرتوافشانى مى كند و ماهیت اهداف مغرضانه اى را برملا مى سازد كه در خدمت، سیاست پیشگانى قرار مى گیرد كه وحدت میان مسلمانان را برنمى تابند و با تمسك به هر وسیله اى حتى اگر از درونمایه لازم نیز تهى باشد به منظور صیانت از تخت و كیان خود امت اسلامى را به واگرایى تحریك و تحریض مى كنند تا آنجا كه عدم تجانس و هنجارستیزى حامیان فرامنطقه اى بر اشتراكات فرهنگى، دینى و مذهبى همسایگان هم كیش تفوق یابد.
در سده نوینى كه عصر انقلاب اطلاعاتى خوانده اند ،«غربال كردن اطلاعات و صدور آن» از مهم ترین ابزارها براى القاى اندیشه طراحان «نظم نوین جهانى» محسوب مى گردد به ویژه با لحاظ این مهم كه گسترده ترین و تأثیرگذارترین شبكه هاى رسانه اى، دیدارى، شنیدارى و نوشتارى در تملك و اختیار دنیاى غرب و صهیونیست هاى مولود آنان قرار دارد كه بى محابا فرهنگ ستیزى مغایر با منافع خود را هدف قرار داده اند و هر آینه كه مقتضى بدانند براى تأمین آنچه كه مطلوب نظرشان است و تضمین حیات شبكه هاى غول آسا و قدرتمند مالى و سیاسى حكم مى رانند و سپس در زمان مناسب به اشاره پدرخوانده، عوامل شهرت طلب جعل تاریخ را قبیح نمى دانند و باز هم داستان «خلیج عربى» و «جزایر عربى اشغال شده» در نفیر كهنه و منسوخ پیشین دمیده مى شود.



در دو قرن اخیر به تاریخ خلیج فارس مى توان به عنوان برآیندى از رابطه سه دایره هم مركز شامل مردم و دولت ها نگاه كرد. این دایره ها در نخستین حلقه خود شامل مردمى بود كه كرانه هاى خلیج فارس محل زیست آنان بود، قدرت هاى منطقه اى كه شامل ایران، عربستان و عراق بودند در حلقه میانى جاى مى گرفتند. این قدرت ها كه كرانه هاى خلیج فارس را اختیار داشتند هر یك داعیه سیادت بر خلیج فارس را در داشتند و چنین هدفى را سرلوحه برنامه ها و شعارهاى خود قرار داده بودند اما حلقه بیرونى از آن قدرت هاى فرامنطقه اى بود كه منافع ملى فرامنطقه اى آنها سبب دلبستگى شان به خلیج فارس شده بود و به شكلى منظم یا متناوب در این پهنه آبى حضور خود را به رخ مى كشیدند. حلقه اخیر را كه مى توان قدرت هاى بین المللى در مقاطع مختلفى از تاریخ دو قرن پیش نامید كه در این میان به ویژه حضور امپراتورى عثمانى، بریتانیا، روسیه و سرانجام آمریكا از بقیه پررنگ تر و تأثیرگذارتر بود.
تحركات و تحولات مركز گریز این دایره ها و مدارهاى قدرت در آن پروسه پرفراز و نشیب و رابطه پیچیده و معادله اى چند مجهولى را پدید مى آورد كه به بى ثباتى دامن مى زد و درونمایه تحولات خلیج فارس بود اما شاخص ترین ویژگى هاى این رابطه محورهاى سیاسى، اقتصادى و اجتماعى را دربرمى گرفت.
محور سیاسى به دعاوى اقتدار سیاسى و مفاهیم استراتژیك پیوندهاى سیاسى مربوط مى شود. محور اقتصادى از مسیر دریایى مهمى حكایت مى كرد كه بستر و زمینه ارتباط تجارى و اقتصادى و راه هاى آبى بود اما از لحاظ اجتماعى دین اسلام حلقه شاخصى بود كه دست بالاتر را در این همهمه داشت چرا كه تقریباً جملگى ساكنان كرانه هاى دوسوى خلیج فارس پیرو اسلام بودند و بخشى از جهان بزرگ تر اسلام را تشكیل مى داد و در مقاطع حساس نقشى عمده و اساسى ایفا مى كرد به این معنا كه اختلافاتى مانند تضاد بین سنى و شیعه و اباضى و وهابى در بین ساكنان كرانه هاى خلیج فارس هم گسستگى ایجاد مى كرد و هم اینكه به گونه شگفت آورى سبب پیوند كشورهاى منطقه مى شد. با لحاظ این متمم بود كه عثمانى ها و در مقطعى مصریان اگرچه بیگانه بودند اما از مشروعیت دینى خود سود مى جستند. بنابراین دولت هاى اروپایى دین اسلام را به مثابه رادع و مانعى براى برقرارى ارتباط نزدیك با مردم خلیج فارس ارزیابى مى كردند و به تعبیرى آن را تهدیدى بالقوه اما جدى مى پنداشتند و از «پان اسلامیسم» اوج گرفته و پیامدهاى مترتب بر آن بیمناك بودند.



به هر روى اروپاییان هر چقدر هم كه در خلیج فارس سابقه حضور داشتند باز هم از دیدگاه ساكنان اجنبى بودند و اگرچه هنجارها و ارزش هاى ساكنان خلیج فارس به مذاق آنها خوش نمى آمد اما دست بردن و تغییر در این حریم ممنوعه را خطرناك و غیرقابل پیش بینى تلقى مى كردند.
به این ترتیب اروپاییان هرگز دیدگاه مثبتى به دین اسلام و پیروان آن نداشتند و میسیونرهاى مذهبى آنها هیچ گاه موفق نشدند این منطقه را جولانگاه تبلیغ عقاید خود كنند و به همین علت به فعالیت در آب هاى خلیج فارس بسنده كردند و هرگز در پى تغییر هویت ساكنان كرانه ها برنیامدند.
براى بررسى بیشتر پیرامون خلیج فارس و به ویژه نام آن ناگزیر هستیم كه هرچند به طور مجمل از تاریخى آغاز كنیم كه در صفحات و سطور آن نام خلیج فارس مضبوط شده باشد و این تاریخ درست از همانجا شروع مى شود كه تاریخ هستى بشر به رشته تحریر در مى آید و این واقعیت مطبوع و دلپذیر را اثبات مى كند كه خلیج فارس از آغاز نگارش تاریخ مكتوب بشر از تأثیرگذارترین مناطق گیتى بوده است
|+| نوشته شده توسط علیرضا در سه شنبه 1386/11/09  |
 سلام

 

سلام...

اعتراف مي کنم ...

اعتراف ميکنم دلم براي نوشتن اينجا تنگ شده بود...

 اعتراف ميکنم گاهي دلم براي خودم تنگ ميشود دائم براي تو ...

اعتراف مي کنم چقدر دلم ميخواست و ميخواهد الهه ناز بزم تو باشم ...

اعتراف ميکنم مدتهاست ديگر دستم به کليک هيچ وبلاگي نميرود ...

اعتراف ميکنم الهه بانوي عاشقانه ترين عاشقانه هاي دنيا تنها ترين

الهه دنيا شده است...

اعتراف میکنم چقدر علیرغم مدعیانی که منع عشق کنند ...

جای تو در لحظه لحظه نفس کشیدنم خالی است... اعتراف می کنم که

 ... مبتلا شده ام... به ... به ... به ...

ولی چه سود... وقتی... مثه زندگی تو ابرا... بودنت با من محاله...

...

بود آیا که در میکده ها بگشایند

گره از کار فرو بسته ما بگشایند

اگر از بهر دل زاهد خودبین بستند

دل قوی دار که از بهر خدا بگشایند

...

از رحمتش که ناامید نیستم ... بد عهدی زمانه اگر امانم دهد ... هیهات!

|+| نوشته شده توسط علیرضا در پنجشنبه 1386/01/23  |
 عشق

با عرض سلام خدمت تموم چکو چوکو عزیز

باید ببخشی که چند وقتن که دیر وا دیر مطلب انویسم

بخاطر ایکه کارم خیلی سنگین بودن . سعی اکنم که

زود وا زود سر بزنم . حالا اگه قبول اکنی و به مه ابخشی

ای مطلب از مه قبول بکنی 

 

 راستی سال نو بر همگیتون مبارک

                    

 

                      عشق

 

عشق ايستادن زير باران و خيس شدن زير باران نيست

، عشق آن است كه يكي براي ديگري چتري شود

، و اوهيچوقت نداند كه چرا خيس نشده


وقتي معلم گفت عشق چند بخشه؟ زود دستمو بردم بالا

و گفتم يك بخش، اما از وقتي كه تو

 رو شناختم فهميدم سه بخشه! آتش ديدن تو،

شوق با تو بودن، اندوه بي تو ماندن


عشق يعني کوچک کردن دنيا به اندازه يک نفر و بزرگ کردن

 يک نفر به اندازه دنيا

|+| نوشته شده توسط علیرضا در یکشنبه 1385/12/27  |
 محرم آمد

 

 

 

   شهادت سرور و سالار شهیدان ،

   حضرت ابا عبدالله الحسین ،را به

   تمام شیعیان و مردم خوب استان

   هرمزگان تسلیت عرض می کنم و

   عزاداری تمام عزیزان مورد قبول

         درگاه خداوند باشد

 

 

|+| نوشته شده توسط علیرضا در دوشنبه 1385/11/02  |
 دیاردوست

چنديست گذر كرديم از اين عالم پر تب و تاب

رسيديم به اين حالت بي اختيار

عشق در وجودمان پاگرفت عجيب

نا ديده اي است سر آغاز روزگار غريب

رفتم و رسيدم به سر در منزل يار

افسوس كه ره نيافتم به سراچه  ثواب

گفتم و شنيدم كه اين نكته از چه روست

 دوري زما از جانب دوست

شرمنده شدم ،شنيدم كه در لحظه غفلت

نبود تو را در انديشه ديار دوست

 

|+| نوشته شده توسط علیرضا در سه شنبه 1385/10/19  |
 انسان و وسوسه

به نام خدا

 

 

 

 

۞ما انسان را آفریدیم و از وسوسه هائی که در دل او

 می گذرد آگاهیم  و ما به او از رگ گردنش نزیکتریم۞

                                                                                                                   (سوره ق –16 )

 

هنگامیکه انسان مفاهیم این ایات را در درون جان خود ترسیم می کند . و به تعبیرات دیگرایات قرآن در باره تسبیح عمومی موجدات جهان و ان نغمه روحپرور توحید که به تصریح قرآن از تمام ذرات جهان هستی از دل تمام امتها  از درون تمام کهکشانها سحابیها در این پهنه بی انتهای آفرینش در گوش جان نواخته می شود

 

 

|+| نوشته شده توسط علیرضا در سه شنبه 1385/09/14  |
 غرور

 

 

نشسته ایم بر قالیچه ای به اسم جوانی... می تا زیم و گرد و خاک می کنیم

زمین زیر پایمان است و اسیر یک بازی شد یم

به اسم غرور... دیواری را برای پشت سر نهادن بلند نمی بینیم

سرا پا شور ... برد و باخت را می شناسیم؟

آشناییم با شعور؟

و جداییم با غم؟

یا غرق در غرور؟

چیزی در ماست روز و شب که آرام نداریم ... چیزی از جنس جستجو

عشق از ازل است و تا ابد خواهد بود

جوینده عشق بی عد د خواهد بود

  فردا که قیامت آشکارا گرد د

 هر دل که نه عاشق است رد خواهد بود

چیزی مثل خیال یه آرزو...

 

|+| نوشته شده توسط علیرضا در یکشنبه 1385/08/28  |
 جلوگیری از بروز حوادث

انسان از سه طریق می تواند از بروز حوادث جلوگیری کند:

1-   از طریق تفکر و تعقل = از همه عالیتر

2-   از طریق تقلید = از همه سهلتر

3-   از طریق تجربه = از همه تلختر

|+| نوشته شده توسط علیرضا در پنجشنبه 1385/07/13  |
 با تو

با تو بودن از تو گفتن زیباست

مثل آواز قناری تو بهار

با تو بودن از تو گفتن زیباست

مثل آواز قشنگ جویبار

با تو بودن از تو گفتن زیباست

مثل نیلوفر آبی در آب

مثل اشک های لطیف شبنم روی گونه های زنبقهای خواب

با تو بودن از تو گفتن زیباست

مثل بارش بارون تو کویر

مثل رویش دوباره چمن روی تن یخ زده زمین پیر

تویی مهتاب سحر ُ تویی بارون کویر

از تن خسته من گرد غربت رو بگیر

مثل خورشید بزن و آبم کن

مثل لالایی شب خوابم کن

به تن خسته بزن رنگ دگر

دل ما را تو ببر تا به سحر

         

تو مثل یه آدم برفی گاهی سردی گاهی آبی

تو مثل یک گل سرخ یه روز غنچه یه روز گل بازی

تو مثل یه قطره آبی توی دریا گاهی طوفانی گاهی صافی

تو مثل یه عاشق خوب همیشه پیشم می مونی گاهی مهربونی گاهی نامهربونی

|+| نوشته شده توسط علیرضا در دوشنبه 1385/06/27  |
 

 

                عیدتان مبارک

 

صدف دین خدا را دُر یکدانه توئی

              قدمی رنجه نما صاحب این خانه توئی

 

دگر بار نیمه شعبان ، خجسته میلاد  مولایمان  فرا رسیده

 و  باز دستهای خالی و چشم امید مان به آستان پر مهر و

 عطوفت آن یار مهربان است.

عزیزان گرامی، اینک که با طلوع هلال زیبای شعبان شمیم

 گل نرگس به مشام می رسد ، گویا فرشته ها نیز درتدارک

 جشنی بزرگند.

 

 

 

|+| نوشته شده توسط علیرضا در پنجشنبه 1385/06/16  |
  آزادی

 

 

آزادی، رها شدن از اسارت خویش است.

آزادی، شادی روح و روان است.

آزادی، رهایی مرغ سحر از تاریکی شب است.

آزادی، عرش الهی است که برای رسیدن به آن باید جان را فدای آن کرد.

دل به کسی دادن صفای سینه می خواد

تقدیم به کسی که

                   عهدش وفاست

                                     مهرش صفاست

                                                       وجودش کیمیاست

از طرف کسی که غروب غمهایت و طلوع شادیهایت را آرزومند

است

 

 

|+| نوشته شده توسط علیرضا در یکشنبه 1385/05/22  |
 افکار

The condition of your life is the reflection of your

thought.                                                                     

You would become the person that think of daily.

 Person  make  a  perfect  &  join  these  days .    

You  create  your  thoughts ,  so  try to  create    

  nice  ones .                                                                 

 

وضعیت زندگی شما بازتاب افکار شماست.

شما آن کسی میشویدکه هر روز در باره اش فکر می کنید .

پس این روزها را به هم پیوند زنید و انسانی کامل شوید.

این شمائید که افکار خود را خلق می کند.

پس سعی کنید افکار خوب خلق کنید.  

|+| نوشته شده توسط علیرضا در یکشنبه 1385/05/08  |
 زندگی

  

 

 

 

 

 

   پس بیاید به هم دیگر بگوئیم که حضورمان در کنار

   هم تا چه اندازه مفید است.

   عجب روزگاری است ، عاشق می شوی می گویند دیوانه است ، 

   دیوانه می شوی می گویند حتماً عاشق است

   و قتی زنده ای یک نفر هم سراغت نمی گیرد، وقتی مردی ،

   دسته دسته به ملاقات جنازه ات می آیند !

   خواستم خوشبختی را معنی کنم ، معنای زندگی یادم رفت .

   خواستم سختی آن را تجربه کنم ، زندگی کردن را فراموش کردم !

   عجب رسمی است . همه عمر در انتظار لحظه های نابی ،

   لحظه های ناب در فکر دلیل !

   زندگی : زجر- نداری -  درد - گناه – یاس

   مرگ : مهربان - راحت - گوارا

   و حقیقت اینست که : حقیقت برای بعضی افراد تلخ است و

   برای بعضی ها شیرین!

 

|+| نوشته شده توسط علیرضا در پنجشنبه 1385/04/08  |
 آشنا

بازم یکی دیگه از شعرون بندری امیدوارم که

 ازای شعرخوشتون بیاداسم ای شعر آشنا ،اسم

 شاعرش نادنم ولی شخصی به نام اسحق ای

 شعر ایخوندن حالا شما و ای شعر آشنا

 

 آشنا

 

آشنا ای آشنا دَرد جگر سُوزم تو بودی

 

با نگاهی عاشقانه درد جان سوزم تو بودی

 

چِشمُونت دریای عشق بودن مِه ساحل غم

 

قایق شکَسته مهِ شمع خاموشم تو بودی

 

ای دریغا که گُذشتن فصل بارون بهاری

 

خزون زرد چه اِیکردن با بهار زندگانی

 

یاد باریدن گذشته گپون پوچ خیالی

 

وقتی بیهوده مَنِشتَه به هوای یه نگاهی

 

کاش تَگُفتَه که دروغه گپون عشق آشنایی

 

آرزوی که سراب توی جاده جدائی

 

دگه نانینم تو راهت اَدُنم که بی خیالی

 

شعر عاشقانه ناگم وقتی اُمنین هم صدای

 

آشنا ای آشنا دَرد جگر سُوزم تو بودی

 

با نگاهی عاشقانه درد جان سوزم تو بودی

 

|+| نوشته شده توسط علیرضا در چهارشنبه 1385/03/17  |
 گذشته ئُن

ببخشید بعد از چند روز تاًخیر بازم در خدمت دوستون عزیزم هستم.

امروزبراتویکی دیگه ازشعرون بندری اُمنوشتن ازبانوی

 هرمزگانی که نام شاعرش فریده خانمن که نام شعرش

 گذشته ئن .

 امید وارم مثل گذشته از شعری که براتو اُمنوشتن خوشتو بیاد

منتظر نظرات خوبتو هستم

گذشته ئُن
عَطر نسيم بوي بهار تو کوچه ئُون پُر بودن
پرندئُن خبر اَدن عيد هُندن
ياد سالن گُذَشتَه ياد اُون روزو بخير
هَمَمُون دل صاف و يکرنگ چهره جون
لباس عيد ما پوشي ما ره سر خاک بَپ
با شوخي مازه زير گوش هم چَک
دلو مُو از کينه خالي
با گپ ماک به هم حالي
با چوک همسايه هستريم يه رنگ
زود به زود شَبو دلمو به هم تَنگ
سر سفره هفسين وقتي دُعا ما خوند
صدامو تا هفت خونه او طرفته شَهُند
ما دخت و چوک با هم از ديوار راست ما ره بالا
ديگه بدون هم هيچيم حالا
گذشته ئُون کاشکي شَهُنده
حرف تموم بَر بَچ از ته دل ما خونده
به هم ديگه جون ما که فدا
اگه يکي نهنده صبا
ما ره ببينيم چه بودن
به چه نَهُندِن
اگه مريض کَفته نه جا ما او آورو دگه ما نارَه صحرا

 

 

|+| نوشته شده توسط علیرضا در پنجشنبه 1385/03/04  |
 ماهون سال

سلام به تَموم دُختو و پُسون بندر عَزیزُم اُمیدوارم که حال هَمِگیتون خُوب بشتن

 

اِیدفعه براتون اَسامی ماههون سال به چند زبون اُمنِوشتِن خدا بُکُنت کِه خُوشِه تو بیاد

 

اَگه هم بَدِتو هُند حداقل یه نظری هادی ! که خُوشِتُون هُندِن یا بدتُون هُندِن

 

اسامی ماهها به ترتیب در زبان مختلف                                                  1385

شمسی

قمری

میلادی

هخامنشی

شمسی به عربی

رومی

نجمی

ترکی

سال

فروردین

 

محرم

ژانویه

چمن آرا

حمل(بره)

آزار

ایت ایل

بیرنجی

سگ

اردیبهشت

 

صفر

فوریه

گل آرا

ثور(گاو)

نیسان

تنگوزایل

ایکندی

خوک

خرداد

ربیع الاول

مارس

جان پرور

جوزا(دوقلو)

ایثار

اودایل

اوئنئی

گاو

تیر

ربیع الثانی

آوریل

گرما خیز

سرطان(خرچنگ)

خریزان

ثارس ایل

درطونئی

پلنگ

مرداد

جمادی الاول

مه

آتش بیشه

اسد(شیر)

تموز

سیئقان ایل

بشنجی

موش

شهریور

جمادی الثانی

ژوئن

جهان بخش

سنبله(خوشه گندم)

آساماه

توشقال ایل

آلتنجی

خروس

مهر

رجب

جولای

دژ خوی

میزان(ترازو)

ایلول

ثیئی ایل

یدنجی

میمون

آبان

شعبان

اوت

باران خیز

عقرب

تشرین اول

قوی ایل

سکنجی

گوسفند

آذر

رمضان

سپتامبر

اندوه خیز

قوس(کمان)

تشرین آخر

نوبت ایل

طوقونجی

اسب

دی

شوال

اکتبر

سرماده

جوی(بزغاله)

کانون اول

لوی ایل

اوتونجی

نهنگ

بهمن

ذیعقده

نوامبر

برف آزر

دلو(ظرف آب)

کانون آخر

تیلان ایل

اون بیرینجی

مار

اسفند

ذیحجه

دسامبر

مشکین فام

حوت(ماهی)

شباظ

بخاقوی ایل

حقشاط

خرگوش

 

 

حالا بی خودتو قا ضی بکنی جالب نهسته ؟؟؟

|+| نوشته شده توسط علیرضا در یکشنبه 1385/02/03  |
 نخل ناخدا (مغ ناخا)

ایدفعه براتون مَوا از محله نخل ناخدا( مُغ ناخا ) بنویسم که

 

 چه طوری اسم ای محله شُنهادن نخل ناخدا( مُغ ناخا) .

 

توی سال 1332 در مَشرِق مَحَلَه نخل ناخدا (مُغ ناخا) بین دیریا و خُونه

 

کَربلائی عبدالخالق حَمال باشی وقت، آثار یه قَبری قدیمی پیدابود که

 

 لوح مزار از گچ رختَه هَستَه که عبارت ذیل روش شُنِوِشتِن .

 

توفی المرحوم المغفور المبرور السعید صاحب المعظم النوخدا ناخدا

 

ظفار بن ناخدا خمیس اوغانی غفرالله لهمانی شهر رمضان سبعین

 

 و ثمان مائه تیمناً بذکره .

 

عِبارت مزبور روشن اَکُنتن  که ناخدا ظفار از مالِکین اِی نَخلِستُونُو

 

 هَستَه بهمین علَت اسم اِی مَحلَه به لقب مالِکِ خودی نَخل ناخدا

 

(مُغ ناخا ) معروف بودن .

 

منبع ای مطلب از کتاب بندر عباس و خلیج فارس که تالیف محمد علی سدید السلطنه(کبابی)

|+| نوشته شده توسط علیرضا در پنجشنبه 1385/01/24  |
  شهر بندر
 

سلام به تموم چکو چوکی شهرمون                                             

 

بازم امروز براتو یه شعر بندری از آقای غلام وکیلی اُمنِوشتِن به نامشهر بندر از کتاب کُلودَنگ

 

 اُمیدوارم خُوشِتوبیاد             

 

 اَبخشی که یکم شعرش زیادن ولی شعرش خیلی خیلی باحالن اگی نه ؟

 

خودت حالا بخون تا بفهمی...

 

 

                                                     شهر بندر

 

اُ زَمون تو شهرمون ، شهر خوب دلنشین                   هُوِ شیرین ای نَهَه ، هر کجا تَکَند زمین

 

نوم ای شهر عزیز ، از جِرون بو گامبرون                      دگه بو بندر عباس ، شُکه دشمن خوبروُن

 

سید مظفر چه خَوشَ شُابَست دخیل اُجا                    پای پیاده اَرَتِن همه بی نظر و  دعا   

 

تو تمام شهر مون ، همه یک خیابونه                         شهر بندر اُزمون خیلی جاش بیابونَه

 

صدای گو چاه اُروز چون صدایِ بلبلَه                           هر طرف نگاه تَکِه سر چاهُ پُر گُلَه  

 

چه خَوشَ گازی زار، وقتی زاری زار شَگِه                     پا اَبود بابای زار، خیزَرُن خو بار شَگه

 

هر که زارش زیر نُهُند دار شَخَو واخیزرُن                      مجلس گازی زار خیلی رسمیه اُزمون

 

وقتی کَهری گم اََبود صاحبش اوُشا شَکِه                    نُشونی کَهرَ شَدا جار شَزَه پیدا شَکِه

 

زُنن و دختن اُوقت هُوِ نَرمه شُاَوا                                سر چاه با جَهله خو ، اَهُندِن از هر کجا

 

بُرکه گرد کِشنِگ بُرکه ی میر شمس دین                    بُرکه ی ناظمی و جار بُرکا همچنین

 

وقتی بارُن اَهُند از تو ای بُرکان جون                           هو خَوردِن شُاَوا ، پُس و دُهتو اُزمُن

 

هر که هُو بُرکَه شَخَو دَس پاش نارو شَزَ                      جاشو وا هوری خو ، توی دریا پارو شَزَ

 

مَنشو  وَ ماهی شَبو از جهاز تالو تِیُو                         جونُ و دیدِنی یَ چَمَکِ ماهی تو هُو

 

چک و چوکو ای زَمُن ، از قدیمُ نادنن                   سر گذشت شهر شو ، چه خَوشِن خُب بُدُنِن

 

خور گور سوزُن شهر ، حالا جای فوتبال بازین            هندو وُ تَش شُاَدا ، مرده شو توی ای زمین

 

وقتی بارُن اَهُند گِل کَنی پر هُو اَبود                         خیلی هم دیدنی یَ وقتی شو مَهتُو اَبود

 

زن و مرد پُس دُهت ،رَسمه پای شاه پَریُن                  همه یِ چار شنبنو اَهُندِن وا دل جون

 

شُابَسَت دخیل عشق شُاَ که نذر دعا                       رَسمه وا جُفتی و ساز ، اَهُندن از هر کجا

 

چه خَوشَ سیزده بدر ، همه با ساز دهل                    اَرَتیم از شهر بدر مُاَ چی تو باغو گل

 

هُو ِهُو ُباد گنو ، هُو ِدرمونَه اَوقت                               دِلُنِ مردُم ِمون شاد و خُندُنَه اُوَقت

 

اَگه دورَ خونه شون دِ لِشو ن یکه واهم                        اَگَه سختَ زندگی ، شُنَهَه غصّه و غم

 

شُو و قصّه شُاَگو ، قصه های شوخ شَنگ                   خیلی داغه اُزَمُن داستان یوز پلنگ

 

اَزَتن از شهر به در ، اَرَتِن ِقبله دعا                             جَم اَبودِن دُور ِهم شُاَکه مال خدا

 

گُهره و بستک و کیش، فین رضوُن و خمیر                   لنگه و حاجی آباد ، گاوبندی و گزیر

 

رودُن و مینو و قشم ، هرمز ابوموسا                          تمب کوچک و گَپِش نینِن از بندر جُدا

 

دوست اَداریم شهرمون ، شهر بندر چه خوشِن            تو چِش هر بندری خیلی جون و دلکَشِن

 

همه خاک ای دیار ، توتیا ی چشم مونِن                    عاشق خاک مونیم ، دشمنُن ای بُدُنِن

 

اِی هوِ نیلی جون ، اِدنی از کسی هِراس                   تایَ نوجون اِتّه نومِتِن خلیج فارس

 

خونهُ دل چه خَوشِن که در آن صفا ببو                        بُدُو خونه ی بُبینیم که در اُ ن وفا بُبو

 

بُدو تا با هم ببیم مثل آب دریامون                             با هم آباد بکنیم کوه و دشت و صحرامون  

 

 

 

اُمگو که زیادن خسته که نبودی چون شعرش باحالن خستگی از جون

 

آدم در ابوتن حالا خودتون بگی که جون هسته یا نه؟

|+| نوشته شده توسط علیرضا در جمعه 1385/01/18  |
 بندر

 

 

 

                                          سلام به تموم چکو چوکو بندر                                               

 

امروز براتو یه شعر بندری از آقای غلام وکیلی اُمنِوشتِن به نام بندراز کتاب کُلودَنگ

 

اُمیدوارم خُوشِتوبیاد             

                                                     بندر

 

خوشِن بندر خوشِن گرمای بندر                           

                                                                         زمستونَم خوشِن سرمای بندر

صفا و گرمی ای شَ سید مظفر                                                                       

                                                                         چه پر معنان اجا سیمای بندر

اَبوموسا و تُنب کوچک و گَپْ

                                                                         جدا نی هر سه از دریای بندر

 تو چشم مردم ساحل نشینِش

                                                                          حریر نر مِن ای شنهای بندر

بُدُوْ از خونه در، تا خُوب ببینی

                                                                          غروب ساحل زیبای بندر

بُت گُورُن و خواجه یْ خضر مَحلاش          

                                                                          خَوشِن سر ریگ سیم بالای بندر

همه چار شنبنو پایْ شاه پریُن

                                                                          اَهُندِن مردم از هر جای بندر

بِگَم از مینو و رودن و فارغُن

                                                                          دِگه نارنگی و خرمای بندر

خَوشَ گور فرنگ و شاه حسینی

                                                                          خَوشَ دامای ومغناخای بندر

سیریک و جاسک وسِندِرک و بَشاکَرد

                                                                          هَه جز  خاک بی همتا بندر

بُمون بندر ، بُمون آباد وآزاد

                                                                           بُمون تا بشنویم آوای بندر

 

|+| نوشته شده توسط علیرضا در سه شنبه 1385/01/08  |
 بهار...

 

بهار ، آیه قدرت او در آیینه جلال و جمال است

 

بلبلان در شاخسار گل تسبیح گویان سرود تکبیر و تجلیل را به

 

نغمه نشسته اند . من نیز به زلالی جاری از کوهساران تهنیت

 

گوی نوروزم و ضمن گرامیداشت

 

اربعین سرور و سالار شهیدان ،حضرت ابا عبدالله الحسین ،

 

آرزومند سلامت و دوام توفیق شما در سال آینده ام.

|+| نوشته شده توسط علیرضا در یکشنبه 1384/12/28  |
 فکر همسایه ها باشیم

روزها به سرعت برق و باد می گذرد پارسال عزیزانی در

 

کنار مابودند ولی امسال نیستند ، شاید هم امسال

 

باشیم و سال بعد نباشیم بیائیم برای یک دقیقه هم از

 

خود سوال کنیم که چه یادگاری از خود بجا گذاشته ایم و

 

چه مصالحی برای ساختن خانه ابدی مان به آخرت

 

فرستاده ایم ؟ آیا از همسایه دیوار به دیوار مان خبری

 

داریم؟  

|+| نوشته شده توسط علیرضا در یکشنبه 1384/12/28  |
 آزاد...
 

سلامی به گرمی آفتاب همیشه فروزان گامرون

احتراماٌ به عرض می رساند این وبلاگ کار خود را با هدف شناساندن منابع اکولوژیکی و جازبه های 

تورستی استان.... آغاز نموده امیداست با دستان پرتوان خود ما را در این امر مهم یاری فرمائید

 

 

|+| نوشته شده توسط علیرضا در دوشنبه 1384/12/08  |
 
 
بالا